شوخی

سلام

 

1-دوستان می تونن آدرس بدن تا کتاب رو براشون پست کنم

2-علیرضا نوشته بود:مولف دنبال تنها جیزی که نباید باشه مخاطبه که اگر اثرش به حد مجاب کننده ای خوبباشه زبان به زبان و دست به دست بین خیل مخاطب میجرخه
این بین تنها کاری که ازمولف عالیقدر بر می اد اینه که بنویسه اونقدر سیاه کنه که به اون حد مجاب کننده وحتا فراتر برسه... "سیاه مشق و سیاه مشق"
هر جند تو شاید با خودت بگی که اکرهمین خورده اشنایی با سینا و بیرمرد نبود از همین مطلب تو جام جم هم خبری نبود کهاکر این اشنایی ها بیشتر بودن میشد کتاب رو به یه نشر موقر داد و برای بخش اون هماینقدر با در بسته روبرو نشد

براش نوشتم: اثر باید اول خونده بشه که کسی رو مجاب کنه یا نه؟

در باره بند آخری هم بارها باهم صحبت کردیم که وضع امروز شعرماچه جوریه و اصلا ما چیزی به عنوان منتتقد توی این مملکت داریم؟ که توقعی داشته باشیم یعنی در مقابل اینکه ما شاعر نداریم منتقد هم نداریم و البته  اکثر ناشران ما هم که - مثل همین ناشر خودم- دزدی شرف داره به کاری که انجام میدن علیرضا جان یه دنیا حرف هست توی این ماجرا روی هر چی دست میذاری از پای بست ویران است از من وتوی شاعر تا منتقد و نشر و پخش و ...

بگذریم

3-http://jamejamonline.ir/papertext.aspx?newsnum=100916335824

 

اما شعر: 

 

شوخی

 

 

دستش را انداخته بود دور گردن زن

.شرط را باخته بود

می دانست لبخند ملیح روی لب های زن

 

ادامه در مجموعه اتفاق روی پل 

 

/ 38 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زاویه

سلام قربان بابت كتاب نديده ات تبريك ...اما در مورد شعريتت كه خواندم ...توي بند اول نمي دونم من نتونستم بالبخند مليح كنار بيام مي دوني براي اون فضاي كار خيلي سنگين بود يه جورايي توي ذوق مي زد ...اما برگشت از انتها به ابتدا هم كار جالبي بود ..... اولي و دومي خودشون رو دارند غرق لذت مي كنند با يه ليوان آب طالبي !!!!

محمد نجفي

خزان به يمن تو چشم و چراغ تقويم است كه ديدن تو در اين فصل اتفاق افتاد دعوتنامه: سلام!بياييد... [گل][گل][گل]

علیرضا

بنویس

محرمانه

/ تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت / من همه محو تماشاي نگاهت / يادم آيد تو به من گفتي از اين عشق حذر کن / لحظه اي چند بر اين آب نظر کن / تا فراموش کني ، چندي از اين شهر سفر کن / با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم / سفر از پيش تو ؟ هرگز نتوانم / يادم آمد که دگر از تو جوابي نشنيدم / پاي در دامن اندوه کشيدم / نگسستم نرميدم / رفت در ظلمت غم آن شب و شبهاي دگر هم / نگرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم / نه کني ديگر از آن کوچه گذر هم / بي تو اما به چه حالي من از آن کوچه گذشتم !!؟؟

نادر سهرابی

سلام مهتاب آجری با دو شعر به روز است . . بیا . . نظر بده . .

نادر سهرابی

سلام مهتاب آجری با دو شعر به روز است . . بیا . . نظر بده . .

مهران

خوشحال میشم به من هم سری بزنید

تمدید زمان/ جایزه ادبی سیمرغ/ افغانستان

مدت ارسال آثار به دبير خانه جايزه ادبي سيمرغ تا 17 جدی/دی 6 January 2010)) تمديد شد. جايزه ادبي سيمرغ از طرف داوران بنياد آرمان شهر به سه اثر ادبي برتر اعطا خواهد شد. چگونه در مسابقه ادبي سيمرغ شركت كنيد: قطعه ادبي، روايت، خاطر، قصه، داستان كوتاه (بين ده تا سي صفحه حد اكثر) و يا شعر(حد اكثر سه شعر) خود را در باره و يا با الهام از موضوعات زير براي شركت در مسابقه به ما ارسال كنيد: قرباني: آسيب ديدگان نا بساماني و درگيري ها و جنگهاي دوره اخير شكنجه: آزار هاي جسمي، جنسي، روحي و اجتماعي نفي جنگ: خشونت و نظامي گري اثر ادبي خود را ترجيحاً بصورت تايپ شده همراه با ديسك و يا خوش خط و خوانا، و يا از طريق پست الكترونيكي تا تاريخ (17 جدی/دی 6 January 2010))) به آدرس هاي زير، و با پر كردن فورم همراه، ارسال كنيد: نام ( و يا نام قلمي):/ نام خانوادگي: / تاريخ تولد: /جنسیت: /شغل: /تلفن: / آدرس الكترونيكي: براي اطلاعات بيشتر يا به وبلاگ جشنواره سري بزنيد يا با ما در تماس شويد: jayeza.simorgh@gmail.com تلفن: 775321697 (0)0093 و700427244(0)0093 وبلاگ: http://jayezasimorgh.blogfa.com

علی

سلام هرچند وقت یکبار سر میزنم و لذت میبرم از اینکه... برایت آرزوی موفقیت می کنم بدرود.