میان دو صندلی

سلام

 

میان دو صندلی

 

خزر را ریخته اند توی دلم

دماوند را کاشته اند کنار خزر

خورشید که سر بزند

بی گمان تنها پیامبری خواهم بود

که خدا را تنها برای خودش

                       می خواهد:

                              ادامه در مجموعه اتفاق روی پل

                                              

/ 106 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر مرداب

سلام و عذرخواهی بابت تمام روزهای نبودنم گاهی نیلوفر های مرداب افسرده میشوند و نیاز به بودن دارند... پس انتظار برای تنهایی گلی در مرداب خیلی کم است با یک سپید به روزم...

علی رستگارنیا

با سلام از تاخیر در اجابت دعوتتون عذر میخوام آقای بهاری عزیز از کارتون لذت بردم..همیشه از سپیدی که اینگونه لبریزه از احساس انرژی می گیرم. تصویر سازی های نوستالژیک فانتزی کارتون عالی بود و پایان بندی محکم بی صبرانه منتظر کارهای بعدی هستم.

فرید

سلام ممنون از شعر زیباتون به روز هستم و منتظر

دكتر داود بيات

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما و تبریک میلاد با سعادت امام حسن مجتبی (ع) کار زیبا و دلنشینتونو خوندم و لذت بردم دست مریزاد و موفق باشین با شعری از خودم و معرفی مجموعه شعر : پونه زرد کویر سروده سرکار خانم شوکت بانو اردبیلی به روزم به روز شدین لطفا مطلع بفرمایید با سپاس

پیوند

سلام من با یه غزل به روزم و منتظر نقدتون![گل]

سایه

.... و من در رویا ..... [گل]

يزدان توراني

سلام ................. یک روز عاشقانه در اغوش میکشی یک سنگ قبر را که به اشک تو تر شده به روزم با غزلی که............ یا علی گفتیم و.............

باران

سلام لطفا يك نگاهي به تاريخ بكنيد وقت به روز كردنه!ما خيلي منتظريم.

نسرین(شکلات داغ)

ای بابا[ناراحت] شما که داری رکورد میزنی در تنبلی پس چرا اپ نمیکنید؟ شرط میبندم بعد از صدو بیس صال هم که اپ کنید برای اطلاع رسانی از قلم خواهم افتاد