اتفاق روی پل

چند دقیقه آخر
نویسنده : قربان بهاری - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز ٧ بهمن ۱۳٩۱
 

سلام

 

 

دو تا کار جدید:

 

اولی:

 

قبل از خورشید

حرف های تو

دلش را آب کرده بود

 

این تیله ها و هویج را نگهدار

-با برف بعدی-

دوباره می سازیم اش

گرچه

باز می نشیند پای حرف های تو و

هوایی آسمان می شود

 

و دومی:


چند دقیقه آخر

قحطی اکسیژن بود

لال شده بودیم

و چقدر قشنگ

همدیگر را نگاه می کردیم

 

کاش

نجات مان            نداده بودند